مستندفرهنگ مترادف و متضاد۱. اصیل، متقن، معتبر، معتمد، وثیق ۲. دلیل، سند ≠ غیرمستند، نامستند ۳. واقعی ۴. منسوب ۵. متکی
مستبدفرهنگ مترادف و متضاداستبدادگرا، خودخواه، خودرای، خودسر، خودکامه، دیکتاتورماب، دیکتاتورمنش، زورگو، قلدر، لجوج، مطلقالعنان، استبدادطلب، یکدنده، ≠ دموکرات، دموکراتمنش، مردمگرا
مستبدانهفرهنگ مترادف و متضاداستبدادگرایانه، خودسرانه، خودکامانه، دیکتاتورمابانه، دیکتاتورمنشانه، لجوجانه ≠ دموکراتمنشانه
مستخدمفرهنگ مترادف و متضاد۱. اداری، عضو، کادر، کارمند، مامور ۲. بنده، چاکر، خادم، خدمتکار، غلام، گماشته، نوکر ≠ رئیس، کارفرما
مسجلفرهنگ مترادف و متضادتسجیل، حتمی، قطعی، محقق، مدلل، مستند، مسلم، مشخص، معین ≠ پادرهوا، غیرقطعی، غیرمسجل، نامدلل، نامعلوم
معتمدفرهنگ مترادف و متضاداستوار، استوان، امین، بااعتبار، درستکار، موتمن، متکی، محرم، مستند، مطمئن، معتبر، موثق، واثق ≠ غیرمعتمد، ناموثق