مستحفظفرهنگ مترادف و متضادپاسبان، پاسدار، حارس، دربان، سرایدار، قراول، گارد، محافظ، مراقب، مهیمن، نگهبان
مستخدمفرهنگ مترادف و متضاد۱. اداری، عضو، کادر، کارمند، مامور ۲. بنده، چاکر، خادم، خدمتکار، غلام، گماشته، نوکر ≠ رئیس، کارفرما
مستخلصفرهنگ مترادف و متضاد۱. خلاصشده، رهاشده، آزادشده، نجاتیافته، نجاتدادهشده ≠ گرفتار ۲. آزاد، رها، ول ≠ اسیر