بارهفرهنگ مترادف و متضاد۱. اسب، توسن، سمند، فرس، مرکب ۲. برج، دژ، قلعه ۳. بار، دفعه، کرت، مرتبه ۴. بار، حصار، دیوار، جرم ۵. باب، مورد ۶. روش، طرز
بسیطفرهنگ مترادف و متضاد۱. بسیطه، ساده، عنصر مفرد ≠ مرکب ۲. بیغش، خالص، ناب ۳. فراخ، گسترده، گشاد، گشاده، وسیع ۴. طبیعی، غریزی، فطری، ۵. پهنه، صحنه، عرصه، فراخنا، گستره ۶. احمق، کانا ۷