17 مدخل
۱. پیکره، تندیس، پیکر ۲. نماد، الگو ۳. اسوه، نمونه
بیحرکت ماندن، بیحرکت شدن
پیکرتراش، پیکرهساز، تندیسگر، مجسمهتراش
پیکرتراشی، پیکرهسازی، تندیسگری، مجسمهتراشی
مجسمهساز ≠ نقاش
۱. مردمهتری، مردبرتری ≠ زنسالاری ۲. زنستیزی، زنآزاری ≠ زنسالاری
۱. مجسمهساز، تندیسگر ۲. حجار، سنگتراش