مردمفرهنگ مترادف و متضاد۱. آدم، آدمی، آدمیزاد، انس، انسان، بشر، توده، خلق، عوام، ملت، ناس، نفوس ≠ پری، جن ۲. انسان شریف ۳. مردمک ۴. آدمیان، انسانها ۵. نژاد ۶. اهالی، شهروند، تبعه ۷. اف
مردمگریزفرهنگ مترادف و متضاد۱. گوشهگیر، گوشهنشین، منزوی، انزواجو، انزواطلب، عزلتگزین ≠ انساندوست، مردمستان، مردمآمیز، مردمدوست ۲. معاشرتی
مردمیفرهنگ مترادف و متضاد۱. آدمیت، انسانیتمردمزادگی ۲. انسانی ۳. مروت ۴. تودهای، خلقی ۵. مردمگرایی، ملی، ملیگرایی ۶. فولکوریک