مرافعهفرهنگ مترادف و متضاد۱. داوری، شکایت ۲. جدال، دعوا، ستیزه، شکایت، کشمکش، منازعه، نزاع، بزنبزن ≠ مصالحه
مقاومت کردنفرهنگ مترادف و متضادایستادگی کردن، پایداری کردن، مدافعه کردن، استقامت ورزیدن، پایمردی کردن ≠ تسلیمشدن
حارسفرهنگ مترادف و متضادپاسبان، پاسدار، حافظ، حامی، مدافع، مراقب، مستحفظ، مهیمن، نگاهبان، محافظ، نگاهدار، نگهبان