مختصر کردنفرهنگ مترادف و متضادکوتاه کردن، خلاصه کردن، تلخیص کردن ≠ مطول کردن، اطناب دادن، طول و تفصیل دادن
مختصرفرهنگ مترادف و متضاد۱. انموذج، زبده، گزیده ۲. خلاصه، مجمل، ملخص، موجز، نامشروح ≠ مفصل، مطول ۳. فشرده، کوتاه ۴. حقیر، کوچک ۵. ناچیز، کماهمیت ۶. سردستی ۷. کم، اندک ≠ زیاد، بسیار
مختارفرهنگ مترادف و متضادآزاد، برگزیده، بهین، پسندیده، حر، صاحباختیار، ماذون، مجاز، مخیر، مستقل ≠ مجبور
تلخیصفرهنگ مترادف و متضاد۱. اجمال، اختصار، ایجاز، خلاصه، ۲. خلاصهنویسی، خلاصهگویی، کوتاهسازی، مجمل ۳. خلاصه کردن، مختصر کردن ≠ تطویل، اطناب
تخصیصفرهنگ مترادف و متضاد۱. اختصاص، خاص، خصوصیت، مختص ۲. اختصاص دادن ۳. خاص کردن، مختص کردن، ویژه گردانیدن ≠ تعمیم