مبرا کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. تبرئه کردن، بیگناه تشخیص دادن، بیگناه شناختن ۲. عاری ساختن ۳. منزه ساختن
صاحبخبرفرهنگ مترادف و متضاد۱. آگاه، مخبر، مطلع ۲. خبرگزار، خبرنگار، منهی ۳. حاجب، معرف ۴. ایلچی، پیک، رسول، سفیر
بیخبرفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیاطلاع، غافل ۲. ناآگاه، ناهشیار ≠ آگاه، مخبر ۳. سرزده، ناخبر، ناگهان ۴. ناآگاهانه