65 مدخل
۱. تلمیذ، دانشآموز، شاگرد، طلبه ≠ معلم ۲. تحصیلدار ۳. نگهبان، مامور
۱. خلاصه، مجمل، ماحصل ۲. بهدستآمده، مکتسب، حاصل شده
۱. متاهل، پارسا، پرهیزگار (مرد) ۲. عفیف، پاکشلوار، پاک
شوهردار، طاهره، پارسازن
بسته، تحدید، حصاردار، شهربند، محاصره، محدود
شمارشگر، محاسب، محصی
محصل، دانشآموز، بچهمدرسهای، دبستانی ≠ دبیرستانی، دانشجو
محصور کردن، دیوار کشیدن، حصارکشی کردن
بومی، محلی، ولایتی ≠ غیربومی
۱. محصورکننده ۲. بافنده(حصیر)، حصیرباف