مجاورفرهنگ مترادف و متضاد۱. جار، قریب، کنار، مشرف، همجوار، همدیوار، همسایه، همکوچه ۲. مقیم حرم، معتکف، مقیم ۳. ساکن
نزدیکیفرهنگ مترادف و متضاد۱. بستگی، قرابت، قرب، ولا ۲. مجاورت، همسایگی ۳. جماع، مجامعت، وطی ≠ بیگانگی، دوری
محاورهفرهنگ مترادف و متضاد۱. صحبت، تکلم، گپ، گفتگو، گفتوشنود ۲. مباحثه، مذاکره، مناظره ۳. مجاورت ۴. گفتگو کردن ≠ مکاتبه