متاثرفرهنگ مترادف و متضاد۱. افسرده، اندوهگین، پریشان، غمگین، متالم، مغموم، ملول ۲. اثرپذیر ۳. تحتتاثیر
متاثر شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. تحت تاثیر قرار گرفتن ۲. ناراحت شدن، مغمومگشتن، اندوهگین شدن، به فکر فرورفتن
تکاثففرهنگ مترادف و متضاد۱. تراکم، غلظت، فشردگی ≠ متخلخل ۲. چگالی ۳. انبوهی، فراوانی ۴. متکاثف شدن، فشرده شدن، متراکمشدن ≠ متخلخل شدن