متحیرفرهنگ مترادف و متضاد۱. حیران، حیرتزده، خیره، درمانده، سرگردان، سرگشته، فرومانده، گیج، متعجب، ویلان ۲. سرگشته، واله
متحیر شدنفرهنگ مترادف و متضادحیران شدن، حیرتزده شدن، مبهوت شدن، متعجب شدن، درماندن، فرو ماندن، سرگشتهشدن، حیران ماندن
متغیرفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیثبات، نااستوار، ناپایدار، بیقرار ۲. خشمگین، غضبناک ۳. هار ۴. دگرگون، متحول، متلون ≠ ثابت ۵. کمیت غیرثابت ≠ مقدار ثابت
متغیر شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. از کوره دررفتن، برآشفتن، خشمگین شدن، عصبانی شدن ≠ آرام شدن ۲. بیقرار گشتن ۳. دگرگون شدن
حیران شدنفرهنگ مترادف و متضادسرگشتهشدن، متحیر شدن، حیرتزده گشتن، سرگردانشدن، مبهوت گشتن، مات شدن، هاجوواج شدن