متناسبفرهنگ مترادف و متضاد۱. برازنده، شکیل، جور ۲. فراخور، مشابه، دارای تناسب، موزون، هماهنگ ۳. مشابه، مانند ≠ نامتناسب
مناسبفرهنگ مترادف و متضاد۱. درخور، زیبنده، شایسته، قابل، نیکو ۲. بموقع، جور، سازگار، مساعد، موافق ۳. فراخور، معقول ۴. مشابه، همانند ۵. ارزان، رخیص ≠ نامناسب
مناسبتفرهنگ مترادف و متضاد۱. ارتباط، بستگی، تناسب، ربط، سنخیت، موافقت، موقعیت ۲. دلیل، جهت، سبب، انگیزه
تناسبفرهنگ مترادف و متضاد۱. خویشاوندی، سازگاری، سنخیت، مناسبت، نسبت، وفاق، همآهنگی ۲. نسبت داشتن، خویش بودن ۳. متناسب بودن، برازیدن ≠ ناسازگاری، ناهماهنگی
برازندهفرهنگ مترادف و متضاددرخور، زیبنده، سزاوار، شایان، شایسته، قابل، لایق، متناسب، ورجاوند ≠ نامتناسب، نالایق