متمایل شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. میل کردن، رغبت یافتن، خواهان شدن، مایلگشتن، علاقهمند شدن ۲. گرایش یافتن، جهتگیری کردن
متمایلفرهنگ مترادف و متضاد۱. خمیده، کج، مایل، معطوف، منحرف ۲. خواهان، راغب، شایق، گرونده، مایل ≠ متنفر
تمیز دادنفرهنگ مترادف و متضاد۱. بازشناختن، تشخیص دادن، درک کردن، فهمیدن ۲. متمایز ساختن، امتیاز قایل شدن
تنافرفرهنگ مترادف و متضاد۱. انزجار، بیزاری، نفرتزدگی، دلزدگی، رمیدگی، ناسازی، نفرت ≠ تمایل ۲. ازهم رمیدن، از هم بیزاری جستن، دوری جستن ≠ متمایل شدن، راغب گشتن
میل کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. تناول کردن، خوردن، آشامیدن، صرف کردن ۲. متمایلشدن، گرایش یافتن ۳. تمایل پیدا کردن، علاقهمند شدن ۴. رو کردن، روی آوردن