متعلق شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. پیوستن، وابسته شدن، متصل شدن ۲. مرتبطشدن، مربوط شدن ۳. منتسب شدن، انتسابیافتن ۴. آویخته شدن، آویزان شدن
زنفرهنگ مترادف و متضاد۱. امراء، نسا ۲. بانو، جفت، حرم، زوجه، عیال، متعلقه، منکوحه، همسر ۳. پردگی، مستوره ≠ مرد، همسر
توابعفرهنگ مترادف و متضاد۱. متعلقات، وابستهها ۲. حومهها ۳. اطراف ۴. پیروان، چاکران ۵. پیآمدها، نتایج ۶. تابعها