33 مدخل
۱. گمراه، منحرف ۲. بیدادگر، ستمکار، ستمگر، ظالم ≠ دادگر، عادل
پژمان، پشیمان، حزین، متلهف، محزون، مغموم، نادم ≠ خوشحال
۱. دریغ خوردن، افسوس خوردن، متلهف شدن ۲. محزون گشتن، پژمان شدن
بدبختانه، معالاسف ≠ خوشبختانه
دشوار، سخت، صعب، مشکل ≠ سهل، میسر
بدبو، عفن، گندیده، گند ≠ خوشبو، معطر
بدبو شدن، بویناک شدن، گندیدن، گندیده شدن
متاسفانه، معالاسف، معالتاسف ≠ خوشبختانه
متاسف، متلهف، مرثیهسرا، مرثیهگو، نوحهسرا، اندوهمند
تائب، متاسف، متلهف، منفعل، نادم
تاسف داشتن، متاسف بودن، افسوس خوردن، دریغ خوردن
۱. بدبو، متعفن ۲. بودار ≠ بیبو