32 مدخل
پارسایانه، زاهدانه، عابدانه، متزهدانه
پرستشگر، زاهد، عابد، معتکف، عبادتکننده، عبادتگر
حیران، درشگفت، شگفتزده، متحیر، هاجوواج
شگفتزده شدن، حیرت کردن، متحیر شدن، تعجب کردن
شگفتزده کردن، حیرتزده کردن، به شگفتانداختن، متحیر کردن
متعصب، متحجر، قشری، خشکمغز
تعصبی، متعصب
۱. بهتآلود ۲. متعجبانه
پرستنده، عابد، مترهب، متعبد
پارسایانه، زاهدانه، زاهدوار، عابدانه، متعبدانه، ≠ ناپارسایانه