36 مدخل
پژمان، پشیمان، حزین، متلهف، محزون، مغموم، نادم ≠ خوشحال
۱. دریغ خوردن، افسوس خوردن، متلهف شدن ۲. محزون گشتن، پژمان شدن
بدبختانه، معالاسف ≠ خوشبختانه
تابع، پیرو، تاسیجو
۱. تاسی جستن، تاسی کردن ۲. تابع شدن، پیروی کردن
متاسفانه، معالاسف، معالتاسف ≠ خوشبختانه
متاسف، متلهف، مرثیهسرا، مرثیهگو، نوحهسرا، اندوهمند
تائب، متاسف، متلهف، منفعل، نادم
تاسف داشتن، متاسف بودن، افسوس خوردن، دریغ خوردن
۱. متجاسر، متجاوز، متعدی، متغلب ۲. دستدراز ۳. آزمند، حریص، طماع