68 مدخل
انیفورم، همانند، همسان، همشکل ≠ مختلفالشکل، ناهمسان
بخشنامه
جنگافروز، جنگوجو، ستیزهجو، محارب
موتلف، متفق، هماهنگ، همپیمان، همدل، همراه، همرای، همعهد ≠ متخاصم، مخالف
یکی کردن، متفق کردن، یگانه کردن
متحدالشکل، مشابه، یکسان، یکنواخت
برابر، شبیه، متحدالشکل، متشابه، مساوی، مشابه، همانند، یکسان، ≠ مختلف
بهاتفاق، توام، تواماً، متحداً ≠ به تنهایی، منفرداً
حکم، دستور، دستورالعمل، متحدالمال، تصویبنامه
متداول کردن، رایج کردن، رواج دادن ≠ منسوخ کردن