14 مدخل
ادبآموخته، فرهیخته، مودب
ادب آموختن، تربیت شدن، فرهیخته شدن
دریوزهگر، سائل، گدا
آدابشناس، بافرهنگ، فرهیخته، مودب، مبادیآداب، متادب
آدابدان، فرهیخته، مودب، مبادی آداب، متادب، متمدن ≠ بیادب، گستاخ، نافرهیخته
آدابدان، فرهیخته، مودب، متادب، متمدن ≠ بیفرهنگ
۱. خواستگار، خواستار، خواهان، طالب ۲. سایل، گدا، متکدی ≠ خوانده
سایل، فقیر، گدا، متکدی، مستمند