26 فرهنگ
2 مدخل
همه
دیکشنری
مترادف
طیفی
آزاد
+
همه
دقیق
مشابه
آوا
متن
آغاز
قافیه
جستوجوی همآوا
معین
فرهنگ مترادف و متضاد
آشکار، روشن، مشخص، معلوم، مقرر، منصوب، نهاده ≠ نامعین
معین
فرهنگ مترادف و متضاد
دستیار، مددکار، معاضد، همدست، یار