مایوس کردنفرهنگ مترادف و متضادنومید کردن، ناامید کردن، محروم ساختن، وازده کردن، ناکام کردن ≠ امیدوار کردن
مانوسفرهنگ مترادف و متضاد۱. آشنا، اخت، دمساز، مالوف، محشور، همدم، همنشین ۲. آمخته، خوگر، رام، معتاد ≠ نامانوس
سست شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. ضعیفشدن، ناتوان گشتن، بیرمق شدن، کمزور شدن ۲. درماندن، واماندن، از کار افتادن ۳. دلسردشدن، مایوس شدن، نومید شدن ۴. مردد شدن، تردید داشتن ۵. کاهلی کردن، تنبلی