بیچارگیفرهنگ مترادف و متضاد۱. بدبختی، بینوایی، فقر ≠ ثروت، غنا ۲. استیصال، درماندگی، لاعلاجی، ناچاری ۳. ادبار، فلاکت ≠ اقبال
بیچارهفرهنگ مترادف و متضاد۱. بینوا، تهیدست، محتاج، مستمند، مسکین، نیازمند ≠ بینیاز، دارا ۲. درمانده، ذله، عاجز، فرومانده، لاعلاج، مستاصل، ناچار ۳. بدبخت، بیسامان، فلکزده، نامراد ≠ خوشبخت
چرت گفتنفرهنگ مترادف و متضادیاوه گفتن، حرف مفت زدن، چرند گفتن، مهمل بافتن، مزخرف گفتن، لیچار بافتن، یاوهسرایی کردن
چرت گفتنفرهنگ مترادف و متضادیاوه گفتن، حرف مفت زدن، چرند گفتن، مهمل بافتن، مزخرف گفتن، لیچار بافتن، یاوهسرایی کردن
مزخرف بافتنفرهنگ مترادف و متضادبیهوده گفتن، ژاژخایی کردن، حرف مفت زدن، بیهودهگویی کردن، جفنگ بافتن، چرت گفتن، لاطائلاث بافتن، لیچار بافتن، یاوهسرایی کردن
پراکندهگوفرهنگ مترادف و متضادبیهودهگو، پریشانگو، لافزن، لیچارباف، مهذار، هذیانگو، هذیانباف، هرزهگوی، هرزهلاف، یاوهسرا، یاوهگو