لجوجفرهنگ مترادف و متضادتخس، جسور، خودراءی، خودسر، خودکامه، خیرهسر، زکاره، ستیزهجو، ستیزهکار، ستیهنده، کلهشق، گستاخ، مستبد، معاند، یکدنده
سرسختفرهنگ مترادف و متضاد۱. لجوج، کلهشق، خیرهسر ۲. مقاوم، پرطاقت، پایدار ۳. پرکار، پرتوان، پرطاقت، سختکوش ۴. بیباک، بیپرده، بیاحتیاط
چشمسفیدفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیحیا، بیآرزم، بیشرم ۲. پررو، گستاخ ۳. لجباز، لجوج، یکدنده ۴. حرفنشنو، خودرای، خودسر
خودرایفرهنگ مترادف و متضادبیادب، خودخواه، خودسر، خودکامه، خیرهسر، دیکتاتور، کلهشق، لجباز، لجوج، مستبد، یکدنده ≠ دموکرات، دموکراتمنش
خودکامهفرهنگ مترادف و متضادخودرای، خودسر، خویشتنکام، لجوج، مستبد، مطلقالعنان، یکدنده ≠ دموکرات، دموکراتمنش، مردمسالار