12 مدخل
جرعه، چکه
۱. بلا، سختی، محنت ۲. فاخته
جسر، خدک، قنطره
پل، جسر، قنطره، معبر
آشام، چکه، قطره، قلپ
۱. چکانیدن، قطرهقطره ریختن ۲. شلیک کردن، ماشه کشیدن
۱. چکه کردن، قطرهقطره فرو ریختن ۲. تراوش کردن ۳. نشت کردن