11 مدخل
لحاظ، محسوب، منظور
۱. گناهکار شناختن، بزهکار قلمداد کردن ۲. مقصردانستن، خطاکار دانستن
۱. شمار، شمرده، شمردهشده، به حسابآمده ۲. قلمداد، انگاشته شده
۱. شمرده شدن، بهحساب آمدن، به شمار آمدن ۲. قلمداد شدن، تلقی شدن
محسوب داشتن، بهحساب آوردن، به شمار آمدن، قلمداد کردن، تلقی کردن
۱. غرض، قصد، مراد، مقصود ۲. غایت، هدف ۳. قلمداد، ملحوظ ۴. مقبول، مورد پسند