26 فرهنگ
2 مدخل
همه
دیکشنری
مترادف
طیفی
آزاد
+
همه
دقیق
مشابه
آوا
متن
آغاز
قافیه
جستوجوی همآوا
غلا
فرهنگ مترادف و متضاد
غل، قحط، قحطی، گرانی، گرسنگی
قلع
فرهنگ مترادف و متضاد
اخراج، تباهی، ریشهکن کردن، سرکوبی، سرنگونی، عزل، کندن