13 مدخل
جرعه، چکه
اقلیم، بر، خشکی، قطعه
آشام، چکه، قطره، قلپ
۱. چکانیدن، قطرهقطره ریختن ۲. شلیک کردن، ماشه کشیدن
۱. چکه کردن، قطرهقطره فرو ریختن ۲. تراوش کردن ۳. نشت کردن
۱. تراب ۲. جرعه، قطره، قلپ ۳. تراوش، تراویده، رشحه، ریزش ۴. چک، چکانه، نشت
۱. چرک، خال، داغ، لک ۲. چکه، قطره