تخلففرهنگ مترادف و متضاد۱. تجاوز، تخطی، تمرد، اشتباه، خلاف، رویگردانی، سرپیچی، قصور ۲. سرپیچی کردن، خلاف جستن، ۳. پیمانشکنی، خلفوعده، نقضعهد ۴. خلافکار
خبطفرهنگ مترادف و متضاد۱. اشتباه، تقصیر، خطا، خطیئه، سهو، شبهه، غلط، قصور، کژروی، ، گناه، لغزش ۲. آشفتگی، پریشانی، شوریدگی، اختلال
خطا کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. اشتباه کردن، سهو کردن، غلط گفتن، مرتکب خطا شدن ۲. خبط کردن، قصور ورزیدن ۳. خلاف کردن