قرنفرهنگ مترادف و متضاد۱. سده، مئه ۲. دوران، دوره، عهد ۳. گیسو، مو ۴. رئیس، سرور، مهتر ۵. زغالاخته ۶. سرون، شاخ ۷. قله، ستیغ
قانعفرهنگ مترادف و متضاد۱. خرسند، خشنود، راضی، متقاعد ۲. سازگار، صرفهجو، قناعتپیشه، مقنع ۳. متقاعد، مطمئن ۴. سیر ≠ ناخشنود
شاخفرهنگ مترادف و متضاد۱. سرون، شخ، قرن ۲. شاخسار، شاخه، غصن ۳. شاخابه ۴. پیشانی، ناصیه ۵. پاره، قطعه