قبلهفرهنگ مترادف و متضاد۱. کعبه ۲. پرستشگاه، عبادتگاه، معبد ۳. پیشوا، مهتر ۴. جهت، سمت، سو ۵. روبرو، مقابل ۶. جنوب ۷. روش، طریقه
قابلفرهنگ مترادف و متضاد۱. برازنده، سزاوار، شایسته، لایق، مستعد، مناسب ۲. آگاه، کارآزموده، کاردان، متبحر، مجرب، ۳. پذیرا، پذیرنده ≠ نالایق ۴. فائق
سبقفرهنگ مترادف و متضاد۱. قبل، پیش ۲. پیشی، سبقتجویی ≠ بعد، پسین ۳. برتری، تقدم ۴. درس ۵. شرط، گرو، مسابقه ۶. مایه شرطبندی