بیچونوچرافرهنگ مترادف و متضاد۱. بیحرف، بیبروبرگرد، بیگفتگو، بدون جروبحث ۲. قاطعانه، محکم ۳. مسلم، بدیهی، حتمی، بیشبهه
برشفرهنگ مترادف و متضاد۱. بریدگی، شکاف ۲. بریده، تقطیع، جدایی، فصل، قطع ۳. قاش، قاچ ۴. کارآیی، توان، برایی، قاطعیت ۵. تیزی ۶. بریدن