56 مدخل
تماماً، جمهور، عموماً، کل، همگان، همه
۱. برا، برنده، تند، مصمم ۲. یقین ≠ کند
دزد، راهبر، راهزن، عیار، قافلهزن
راهبر، راهزن، رهزن، عیار، طرار، قافلهزن، قطاعالطریق
برایی، برش، کارآیی
۱. قطعهبندی ۲. دستهبندی
سوارکننده، قطعهبند
جزءجزء، قسمتقسمت، قطعهقطعه، بریدهبریده، پارهپاره
۱. برشدار، قاطع، کاردان، مدبر ۲. خوشدست، خوشدوخت
پاره، تکه، قطعه