قابلفرهنگ مترادف و متضاد۱. برازنده، سزاوار، شایسته، لایق، مستعد، مناسب ۲. آگاه، کارآزموده، کاردان، متبحر، مجرب، ۳. پذیرا، پذیرنده ≠ نالایق ۴. فائق
محترمفرهنگ مترادف و متضادارجمند، باآبرو، بااعتبار، باشخصیت، بزرگوار، شخیص، شریف، حرمتدار، با حرمت، عزتمند، قابل احترام، عزیز، گرامی، گرانقدر، گرانمایه، متشخص، محتشم، معز، معزز، معظم، مک
سوختنیفرهنگ مترادف و متضاد۱. قابل اشتعال، اشتعالپذیر ۲. لایق سوختن، سزاوار سوزاندن ۳. تباهشدنی، نابودشدنی
مرئیفرهنگ مترادف و متضاد۱. قابل مشاهده، قابلرویت، رویتپذیر، دیدنی ۲. پدیدار، هویدا، ظاهر، پدید، آشکار، پیدا، ظاهر، محسوس، مشهود، معلوم، هویدا ≠ مخفی، غیرمرئی، نامرئی
پذیرافرهنگ مترادف و متضاد۱. پذیرنده، قابل، متقبل ۲. استقبال، پیشواز ۳. فرمانبردار ۴. محل، منفعل ۵. ماده، هیولی ≠ صورت، فاعل، کنا