50 مدخل
حراثت، زراعت، کاشت، کشاورزی، کشتکاری، کشتوزرع
بلاغت، روانی، زبانآوری، سخنوری، طلاقت
افتضاح، بدنامی، بیآبرویی، تفضیح، رسوایی، فضیحت، ننگ
شرمآور، فضیحتآلود، ننگآور، ننگین
۱. بادیه، بر، بیابان، پشته، خشکی، دشت، صحرا، نجد ۲. تار ≠ ۳. پود
پیروزی، رستگاری، سعادت، نجاح، نیکبختی
زراعت، غرس کردن، فلاحت، کشتن، نشا کردن، نشاندن
۱. برزگری، کشاورزی، فلاحت، کشتکاری، کشتگری ۲. کاشتن، کشت کردن، کشتن
۱. حراثت، حرث، زرع، فلاحت، کاشت، کشاورزی، کشت ۲. زراعت، مزرعه
حراثت، زراعت، زرع، فلاحت، کشاورزی، کشت
حرث، زراعت، زرع، فلاحت، کاشت، کشت