24 مدخل
پایین، تو، داخل، دخول، فرود ≠ فرا
فرو بردن، خلانیدن
بلع کردن، خوردن، قورت دادن، لقمه فرو بردن ≠ استفراغ کردن، قی کردن
۱. بلعیدن، فروبردن، قورتدادن ۲. قورت
۱. بلع، غلپ ۲. بلعیدن، فروبردن
گود شدن، فرو رفتن (گونه)