18 مدخل
آتشزنه، چخماق، مرو
تابان، درخشنده، روشن، منور، نورانی، وهاج
اشتعال، پرتو، نور
پرفروغ، درخشان، روشن، فروغمند
تابناک، فروزنده، فروغمند، متلالی، منور، نورانی ≠ کمفروغ
۱. فروزه، قندیل ۲. چراغ
آتشزنه، چخماق، فروزینه، محرقه، مرو
برافروختگی، برافروختن، درخشیدن، زبانهکشیدن، شعلهوری، فروزش
آتشافروز، آتشگیره، چخماق، فروزینه، گیرا، محرقه، مرو