28 مدخل
حاکم، حکمران، صاحباختیار، فرماندار، مخدوم، مطاع، والی
امارت، پادشاهی، پیشوایی، تسلط، حکومت، سلطنت
۱. فرمانروایان، حاکمان ≠ رعایا ۲. فرمانداران ۳. استانداران
پادشاهی کردن، فرمانروایی کردن، حکومت کردن
حاکم، حکمران، فرمانروا، والی
حاکم، حکمران، فرمانروا
۱. اطاعتشده ≠ مطیع ۲. فرمانروا