فرصتفرهنگ مترادف و متضاد۱. فراغت، مجال ۲. امکان، یارا ۳. زمان، نوبت، وقت ۴. درنگ، ضربالاجل، فرجه، مجال، مهلت، وقت، وقفه
خلوتفرهنگ مترادف و متضاد۱. اعتزال، اعتکاف، انزوا، دوریگزینی، تنهایی، گوشهنشینی ≠ جلوت ۲. زاویه، گوشه ۳. دنج، بیسروصدا ۴. باطن ≠ ظاهر ۵. خالی از اغیار ۶. فرصت مناسب، مجال ۷. خالی
محل داشتنفرهنگ مترادف و متضاد۱. موجودی داشتن، اعتبار داشتن ۲. جا داشتن، مورد داشتن، تناسب داشتن، مناسب بودن ۳. فرصت داشتن، مجال داشتن
مجال یافتنفرهنگ مترادف و متضادفرصت کردن، فرصت به دست آوردن، وقت کردن، موقعیت به چنگ آوردن، امکان یافتن