فرازفرهنگ مترادف و متضاد۱. ارتفاع، اوج، بالا، بلندی ۲. قله ۳. جمله، عبارت ۴. سربالایی ۵. عرشه ۶. باز، گشاده ۷. بسته، مسدود ≠ پستی، نشیب
بستنفرهنگ مترادف و متضاد۱. فراز کردن، قفل کردن، کلون کردن ≠ باز کردن، وا کردن گشودن، ۲. تعیین کردن، مقرر کردن، منعقد کردن ≠ فسخ کردن ۳. گره زدن ۴. سد کردن، مسدود کردن ≠ آزاد کردن، باز
بالافرهنگ مترادف و متضاد۱. اوج، راس، زبر، سر، صدر، علو، فراز، فوق ≠ پایین، زیر، فرود ۲. مافوق ۳. قامت، قد، هیکل ۴. بلندا، بلندی ۵. عرشه ۶. بلند، رفیع ۷. والا ۸. صدر ۹. زیاد، گران، بیش
شیبفرهنگ مترادف و متضاد۱. نشیب ۲. سر ۳. سرازیر، سرازیری، سراشیب ۴. پیری، کهنسالی ۵. اختلاط، امتزاج ۶. جنبش، لرزش ۷. حیرتزده، سرگردان، سرگشته، واله ۸. آشفته، پریش، پریشان ≠ فراز