فتحفرهنگ مترادف و متضاد۱. پیروزی، تسخیر، چیرگی، ظفر، غلبه، مسخر، نصرت ۲. باز کردن، گشادن، گشایش، گشودن ≠ شکست
تفتین کردنفرهنگ مترادف و متضادفتنهبرانگیختن، فتنهانگیزی کردن، توطئهچینی کردن، دوبههمزنی کردن، آشوب برانگیختن
حادثهجوییفرهنگ مترادف و متضادفتنهانگیزی، فتنهجویی، ماجراجویی، ماجراطلبی، واقعهطلبی، غوغاطلبی، مخاطرهجویی، مخاطرهطلبی
فتنهانگیزیفرهنگ مترادف و متضادآشوبگری، تفتین، حادثهجویی، شورشگری، غوغاطلب، فتنهجویی، فتنهگر، فساد، فسادانگیزی، واقعهطلبی