40 مدخل
خوراک، خوردنی، طعام، قوت، مائده
آرزم، جدال، جنگ، جهاد، رزم، غزوه، مصاف، نبرد
۱. دادرسی، داوری ۲. امر، تقدیر، سرنوشت، قدر ۳. ادا، تادیه، ادا کردن
۱. رستوران، کافهرستوران ۲. بشقاب، ظرف ۳. تغذیه
ابطال، اقاله، حذف، فسخ، لغو
غذا دادن، خوراک دادن، تغذیه کردن، اطعام کردن
غذایاندک، قوتلایموت
اطاق غذاخوری، ناهارخوری
خوراک، غذا، طعام، خوردنی ≠ اشربه، نوشیدنی
ظرف، غذاخوری، دیسکوچک