41 مدخل
بغتتاً، غفلتاً، غفلتزده، غیرمنتظره، ناگهانی
۱. بیخرد، جاهل، ناآگاه، نادان ۲. بیخبر، غفلتزده، لاقید ≠ عاقل
بغتتاً، غافلگیرانه، ناگهان، یکدفعه، یکمرتبه، یکهو
کشف کارخلاف یاتوطئه (درحینانجامآن)، غافلگیری
۱. حمله کردن، غافلگیر کردن، شبیخون زدن ۲. هجوم بردن
پنهانی، دزدکی، غافلگیرانه، مخفیانه ≠ آشکارا، فاش
۱. شبرو، ۲. دزد ۳. غافلگیر ۴. ستاره صبح