امرفرهنگ مترادف و متضاد۱. قضا ۲. کار ۳. جریان، حادثه، قضیه، مسئله ۴. تحکم، حکم، دستور، فرمان، فرمایش ۵. فقره
عارضفرهنگ مترادف و متضاد۱. چهر، چهره، رخ، رخسار، رو، روی، سیما، صورت، گونه ۲. اتفاق، حادثه ۳. دادخواه، شاکی، شکواگر، متظلم
سازندگیفرهنگ مترادف و متضاد۱. آبادسازی، عمران ۲. ابداع، اختراع ۳. آفرینش، خلق ۴. خلاقیت ۵. جعل ۶. نوازندگی
سازندگی کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. آباد کردن، عمران کردن، آباد ساختن ≠ تخریب کردن، ویران کردن ۲. ایجاد کردن، ساختن ۳. نوازندگی کردن، نواختن، خنیاگری کردن
روزگارفرهنگ مترادف و متضاد۱. اوقات، ایام، دوره، زمان، زمانه، ساعت، عمر، عهد، وقت ۲. جهان، دنیا، دهر، گیتی