عمارتفرهنگ مترادف و متضاد۱. بنا، ساختمان ۲. بدنه، پیکر، تنه ۳. آبادانی، آبادی، تعمیر، عمران ۴. آبادسازی
گزارهفرهنگ مترادف و متضاد۱. عبارت ۲. محمول ۳. ادا، پرداخت، تادیه ۴. اجرا، انجام ۵. اظهار، بیان ۶. تفسیر، شرح
معمور کردنفرهنگ مترادف و متضادآباد کردن، آبادان ساختن، عمارت ساختن، معمورگردانیدن، دایر کردن، آبادان ساختن ≠ خراب کردن، ویران ساختن، بایر کردن