ساز کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. آغاز کردن، آغازیدن ≠ خاتمه دادن ۲. آهنگ کردن، عزم کردن، قصد کردن ۳. آراسته کردن، آماده کردن ۴. کوک کردن، همنوا ساختن
متفقمتفق شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. متحدشدن، یگانه شدن، همرای گشتن، همداستان شدن ۲. عزم کردن، مصمم شدن