29 مدخل
پرسهنشین، داغدار، سوگوار، سوگوار، ماتمزده، ماتمزده، مصیبت
پرسه، پرسهنشینی، تعزیت، تعزیه، روضه، سوگواری، ماتم، مصیبت
سوگوار، عزادار، ماتمزده ≠ سوری
ماتمزده، عزادار، مصیبترسیده، سوگوار، ماتمی
سوگواری، عزاداری، مصیبتزدگی
۱. عزاداری کردن ۲. ماتم گرفتن، به سوگ نشستن ۳. تعزیهگردانی کردن
تعزیتداری، عزاداری، داغدیدگی