تهفرهنگ مترادف و متضاد۱. بن، بیخ، ریشه ۲. پس ۳. بنیاد ۴. ژرفنا، عمق، قعر ۵. آخر، انتها، پایین، زیر، منتهاالیه ≠ رو، سر
طهارت کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. تطهیر کردن، طاهر کردن، طهارت گرفتن ۲. وضو کردن، غسل کردن ۳. پاک کردن، نجاستزدایی کردن
طهارت کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. تطهیر کردن، طاهر کردن، طهارت گرفتن ۲. وضو کردن، غسل کردن ۳. پاک کردن، نجاستزدایی کردن