طمعفرهنگ مترادف و متضاد۱. آز، افزونطلبی، زیادهخواهی، حرص، شره، ولع ۲. ناکسی، ۳. امید، چشمداشت، انتظار، توقع، بیوس
طمع بریدنفرهنگ مترادف و متضادقطعامید کردن، ناامید شدن، طمع برگرفتن، ترک آز کردن، طمع برداشتن ≠ طمع بستن
طمع داشتنفرهنگ مترادف و متضادامید داشتن، توقع داشتن، چشم داشتن، چشمداشت داشتن، امیدوار بودن ≠ طمع بریدن
طمع کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. آزمند شدن، آزور شدن، آزمندی کردن، آزور بودن، حرصورزیدن، حریص شدن ≠ طمع بریدن، طمعبردن، طمع بستن ۲. امید داشتن، انتظار داشتن، توقع داشتن، امید بستن
طمع بریدنفرهنگ مترادف و متضادقطعامید کردن، ناامید شدن، طمع برگرفتن، ترک آز کردن، طمع برداشتن ≠ طمع بستن
طمع داشتنفرهنگ مترادف و متضادامید داشتن، توقع داشتن، چشم داشتن، چشمداشت داشتن، امیدوار بودن ≠ طمع بریدن
طمع کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. آزمند شدن، آزور شدن، آزمندی کردن، آزور بودن، حرصورزیدن، حریص شدن ≠ طمع بریدن، طمعبردن، طمع بستن ۲. امید داشتن، انتظار داشتن، توقع داشتن، امید بستن