طعنه زدنفرهنگ مترادف و متضادملامت کردن، سرزنش کردن، کنایه زدن، زخم زبان زدن، نیشوکنایه زدن، شماتت کردن ≠ تحسین کردن، ستایش کردن
طعنهفرهنگ مترادف و متضاد۱. بدگویی، سرزنش، شماتت، طعن، لوم، ملامت، نیش و کنایه ۲. سرزنش کردن ۳. نیزهزنی، ضربتنیزه
طنزفرهنگ مترادف و متضاد۱. استهزا، فکاهه، فکاهی، مسخره، هزل ≠ جد ۲. ناز ۳. طعنه، سرزنش ۴. طعنه زدن، سرزنش کردن ۵. افسوس کردن، مسخره کردن ۶. ناز
طعنفرهنگ مترادف و متضاد۱. زخمزبان، سرزنش، طعنه، عیبجویی، کنایه، گوشه، ملامت ۲. عیب گفتن، سرزنش کردن، کنایه زدن ۳. نیزه زدن ۴. نیزهزنی